الشيخ رسول جعفريان

37

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

است ، نشان مىدهد كه فعاليت‌هاى دولت عثمانى ، مانع از فعاليت شيعيان و علاقهء آن‌ها به دولت صفوى نشده است . سخت‌گيرى به حدى بود كه جزاى شيعيان در صورت اثبات ارتباطشان با قزلباشان ، كمتر از قتل نمىشده است . در يك سند از سال 976 آمده است كه محمد نام خطيب معروف به اكمكچىاوغلى كه به رفض شهرت دارد ، « مفتى زمان به قتل او فتوا داده و از بين بردن او به هر وجه لازم شمرده شده است . » « 1 » جالب آن كه در سال 986 شخصى در آن نواحى به عنوان اين كه شاه اسماعيل است ظهور كرده و مردم براى وى صدقه مىفرستادند . « 2 » سند ديگرى حكايت از آن دارد كه از ايران پولهايى براى شيعيان آن نواحى فرستاده و ميان آن‌ها تقسيم مىشده است . « 3 » شورش‌هاى فراوانى در دولت عثمانى به حمايت از صفويان رخ داد كه گاه خود صفويان بنا به مصالح سياسى نمىتوانستند آشكارا از آن‌ها حمايت كنند . مهم‌ترين اين شورش‌ها ، شورش شاه قلى بابا است كه دردسرهاى فراوانى براى عثمانىها به همراه داشت . « 4 » گرايش عمدهء اين شورشها تشيع بود ، گرچه از مطابقت افكار آنان با انديشهء اماميه مطمئن نيستم . اين وضعيتى بود كه خاندان شيخ صفى هم گرفتارش بودند و بعدها اصلاح گرديدند . براون گزارشى از اين شورش و قتل عام شيعيان عثمانى آورده و تعجب كرده است كه چرا مورخان ايرانى از قتل عام شيعيان در كشور عثمانى چيزى نگفته‌اند يا كم گفته‌اند ! وى مىگويد : در يكى از اين قتل عامها كه در سال 919 رخ داد ، قريب به چهل هزار نفر به قتل رسيدند . شاعرى با نام ابو الفضل بن ادريس بتليسى « 5 » كه اين رقم را ذكر كرده ، در اشعارى چنين سروده است : فرستاد سلطان دانا رسوم * دبيران دانا به هر مرز و بوم كه اتباع اين قوم را قِسم‌قِسم * درآرد به نوك قلم اسم اسم ز هفت و ز هفتادساله بنام * بيارد به ديوان عالىمقام چو دفتر سپردند اهل حساب * عدد چل‌هزار آمد از شيخ و شاب

--> ( 1 ) . همان ، ص 97 ( 2 ) . همان ، ص 111 . اين جداى از شاه اسماعيل دوم است كه در سال 984 در ايران به سلطنت رسيد . ( 3 ) . همان ، ص 114 ، 115 ( 4 ) . دربارهء آن نك : پارسادوست ، همان ، ص 373 ( 5 ) . دربارهء ادريس بدليسى كه از رجال دولت آق‌قويونلو بود و به عثمانى گريخت و آثارى دربارهء دولت عثمانى نوشت ، بنگريد به : محمد عارف ، انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ، ص 49 ( پاورقى و فهرست اعلام همان‌جا ) .